حالا دیگر خواندت برایم ذوق بیشتری دارد شوق بیشتری...دریچه!

شوق خواندن خط به خط بزرگ شدن...

ذوق دیدن دغدغه های رنگارنگ انتهای نو جوانی ...و چند سال جوانی...

بزرگ شدن بها دارد و پربهاترینش کوچک شدن...!چشم پوشیدن ...ساده انگاشتن...

خیلی وقت است ساده میگذرم...از رنگهایی که میتوان دید...از چیزهایی

که میشود بود...ازاحساسی که می شود گفت...از صدایی که میشود شنید...

از فریادی که می شود کشید...از شعرهایی که  میشودخواند

 از حرفهایی که میشود نوشت...

کاشکی باز کنم...این روزها پر است از دریچه...!


 

پ.ن:چقدر خوبه که هستی...:)

پ.ن2:باید اعتراف کنم احساس غریبی کردم با دریچه دو سال پیش.اینا نتیجه ی بزرگ شدنه؟

پ.ن3:خدایا مثل همیشه این بار هم هوامونو داشته باش...

پ.ن4:از چند شب قبل از امتحانای ترم 3 یه زندگی جدیدو دارم تجربه میکنم..

شبها بیدار و روزها خواب...تجربه ی خوبی نیست..

پ.ن5:دوره ی ارشد با همه خوبی هایی! که داشت اینو هم با خودش داشت:

چندین برابر قدر روزای خوب کارشناسی رو دونستن و روز به روز

دلتنگ ترروزای فوق العاده خوبش شدن...

 پ.ن6:آرامش...:)